حجمها و ظرفیتهای ریوی زبان کمّی عملکرد دستگاه تنفسی هستند. این اندازهگیریها نشان میدهند چه مقدار هوا در مراحل مختلف چرخه تنفس جابهجا میشود، چه مقدار پس از بازدم در ریه باقی میماند و محدودیت جریان هوا یا کاهش توان انبساط ریه چگونه در آزمونهای عملکرد ریوی ظاهر میشود. شناخت این مفاهیم برای تفسیر اسپیرومتری، افتراق الگوهای انسدادی و محدودیتی و ارتباطدادن نتایج آزمایش با وضعیت بالینی بیمار ضروری است.
بااینحال، هیچ عددی بهتنهایی تشخیص ایجاد نمیکند. نتایج باید با کیفیت مانور، سن، قد، جنس، علائم، سابقه مواجهه، درمانهای قبلی و سایر بررسیها تفسیر شوند. همچنین اسپیرومتری معمولی همه حجمهای ریوی را مستقیماً اندازه نمیگیرد؛ بهویژه حجم باقیمانده و ظرفیتهایی که آن را دربر میگیرند به روشهایی مانند پلتیسموگرافی بدن یا رقیقسازی گاز نیاز دارند.
حجمهای اصلی ریه

حجم جاری یا Tidal Volume
حجم جاری (Tidal Volume یا TV) مقدار هوایی است که طی یک دم یا بازدم آرام جابهجا میشود. در یک بزرگسال متوسط اغلب عدد تقریبی ۵۰۰ میلیلیتر ذکر میشود، اما مقدار واقعی به اندازه بدن، وضعیت متابولیک، حالت هوشیاری و الگوی تنفس وابسته است. همه TV به آلوئولهای دارای پرفیوژن نمیرسد؛ بخشی در فضای مرده آناتومیک باقی میماند. بنابراین برای ارزیابی دفع CO₂، تهویه آلوئولی از حجم دقیقهای مهمتر است.
حجم ذخیره دمی و بازدمی
حجم ذخیره دمی (Inspiratory Reserve Volume یا IRV) مقدار هوای اضافی است که پس از یک دم معمولی میتوان با تلاش حداکثری وارد ریه کرد. حجم ذخیره بازدمی (Expiratory Reserve Volume یا ERV) هوایی است که پس از یک بازدم آرام، با بازدم اجباری بیشتر خارج میشود. ERV در چاقی، بارداری، آسیت و وضعیت خوابیده ممکن است کاهش یابد، زیرا دیافراگم به سمت بالا رانده میشود و حجم انتهای بازدم کم میشود.
حجم باقیمانده
حجم باقیمانده (Residual Volume یا RV) هوایی است که حتی پس از بازدم حداکثری در ریه باقی میماند. این حجم با اسپیرومتری ساده قابل اندازهگیری نیست، زیرا از دهان خارج نمیشود. در بیماریهای انسدادی، بستهشدن زودرس راههای هوایی و کاهش بازگشت ارتجاعی میتواند RV را افزایش دهد و باعث حبس هوا شود. در مقابل، برخی بیماریهای محدودیتی حجمهای کلی ریه را کاهش میدهند.
ظرفیتهای ریوی چگونه محاسبه میشوند؟
ظرفیتها از ترکیب دو یا چند حجم تشکیل میشوند:
- ظرفیت دمی (IC): مجموع TV و IRV؛ بیشترین هوایی که پس از پایان یک بازدم آرام میتوان دمید.
- ظرفیت حیاتی (VC): مجموع IRV، TV و ERV؛ حجمی که میان دم حداکثری و بازدم حداکثری قابل جابهجایی است.
- ظرفیت باقیمانده عملکردی (FRC): مجموع ERV و RV؛ هوای باقیمانده در ریه پس از یک بازدم معمولی.
- ظرفیت کل ریه (TLC): مجموع همه حجمها یا VC بهاضافه RV؛ حجم موجود در ریه پس از دم حداکثری.
FRC از نظر بالینی اهمیت ویژهای دارد، زیرا مخزن اکسیژن ریه بین تنفسها محسوب میشود. کاهش FRC در چاقی، بارداری، بیهوشی یا وضعیت خوابیده میتواند زمان رسیدن به دساتوریشن را در آپنه کوتاه کند. در COPD و آمفیزم، FRC و RV ممکن است بهدلیل حبس هوا و هیپراینفلاسیون افزایش یابند.
اسپیرومتری چه چیزی را اندازه میگیرد؟
اسپیرومتری حجم و جریان هوایی را که بیمار میتواند دم یا بازدم کند ثبت میکند. در مانور بازدم اجباری، بیمار پس از دم کامل، با حداکثر سرعت و تا حد امکان کامل بازدم میکند. مهمترین شاخصها عبارتاند از:
- FVC: ظرفیت حیاتی اجباری؛ کل حجم خارجشده در مانور بازدم حداکثری.
- FEV₁: حجم بازدمی اجباری در ثانیه اول.
- FEV₁/FVC: سهمی از FVC که در ثانیه اول خارج میشود و شاخص مهم محدودیت جریان هواست.
- PEF: بیشترین جریان بازدمی ثبتشده که به تلاش بیمار و قطر راههای هوایی بزرگ وابسته است.
- FEF₂₅–۷۵: جریان میانی بازدم؛ متغیرتر است و نباید بهتنهایی مبنای تشخیص بیماری راههای هوایی کوچک قرار گیرد.
اسپیرومتری نمیتواند RV، FRC یا TLC را مستقیماً اندازهگیری کند. این محدودیت دلیل مهمی است که یک FVC پایین را نباید بهتنهایی معادل «بیماری محدودیتی» دانست.
رویکرد بالینی به تفسیر اسپیرومتری
گام اول: کیفیت آزمون
پیش از تفسیر الگو، باید پذیرفتنیبودن و تکرارپذیری مانورها بررسی شود. شروع کند، سرفه در ثانیه اول، نشت هوا، بستهشدن گلوت، قطع زودرس بازدم یا تلاش ناکافی میتواند FEV₁ و FVC را مخدوش کند. معمولاً چند مانور انجام میشود تا نتایج قابلاعتماد به دست آید. نمودار حجم زمان و لوپ جریان حجم نیز برای تشخیص خطاهای تکنیکی و شکل الگو اهمیت دارند.
گام دوم: بررسی انسداد
کاهش FEV₁/FVC زیر حد پایین طبیعی (Lower Limit of Normal یا LLN) به نفع اختلال انسدادی است. استفاده از آستانه ثابت ۰٫۷۰ در برخی گایدلاینها رایج است، اما ممکن است در جوانان انسداد را از دست بدهد و در سالمندان بیشتشخیصی ایجاد کند. بنابراین تفسیر مبتنی بر معادلات مرجع و LLN، همراه با زمینه بالینی، دقیقتر است.
در آسم، COPD و سایر بیماریهای انسدادی، FEV₁ معمولاً بیشتر از FVC کاهش مییابد. لوپ جریان حجم ممکن است شاخه بازدمی مقعر نشان دهد. شدت کاهش FEV₁ اطلاعاتی درباره اختلال فیزیولوژیک میدهد، اما شدت علائم یا خطر بیمار را بهطور کامل پیشبینی نمیکند.
گام سوم: FVC پایین و احتمال محدودیت
اگر FEV₁/FVC طبیعی یا بالا و FVC کاهشیافته باشد، الگوی محدودیتی مطرح میشود؛ اما تشخیص محدودیت تنها با اثبات کاهش TLC امکانپذیر است. FVC پایین میتواند ناشی از تلاش ناکافی، بازدم کوتاه، حبس هوا در انسداد شدید، چاقی، بیماری عصبی عضلانی یا بیماری واقعی محدودیتی باشد. اندازهگیری حجمهای ریوی برای جداکردن این حالات ضروری است.
در محدودیت واقعی، TLC پایین است. بیماری بینابینی ریه، اختلالات پلور، تغییر شکل قفسه سینه، ضعف عضلات تنفسی و برخی موارد چاقی شدید از علل احتمالیاند. اگر هم نسبت FEV₁/FVC و هم TLC پایین باشند، الگوی مختلط انسدادی و محدودیتی مطرح میشود.
پاسخ به برونکودیلاتور
تکرار اسپیرومتری پس از برونکودیلاتور میتواند تغییر عملکرد راه هوایی را نشان دهد. پاسخ معنیدار از نظر فیزیولوژیک، انسداد برگشتپذیر را حمایت میکند، اما فقدان پاسخ در یک نوبت آسم را رد نمیکند و وجود پاسخ نیز بهتنهایی مرز قطعی میان آسم و COPD نیست. تفسیر باید بر اساس معیار آزمایشگاه، مقدار تغییر نسبت به مقدار پیشبینیشده و شرایط بالینی انجام شود.
لوپ جریان حجم چه اطلاعاتی میدهد؟
لوپ جریان حجم علاوه بر اعداد، شکل جریان طی دم و بازدم را نمایش میدهد. در انسداد داخل قفسه سینه، بخش بازدمی اغلب مقعر میشود. الگوهای صافشدن شاخه دمی، بازدمی یا هر دو میتوانند انسداد متغیر یا ثابت راه هوایی فوقانی را مطرح کنند؛ اما کیفیت مانور باید ابتدا بررسی شود. در محدودیت، لوپ معمولاً کوچکتر است ولی شکل کلی میتواند نسبتاً حفظ شود.
حجمهای ریوی در انسداد و محدودیت
در بیماری انسدادی، افزایش RV یا نسبت RV/TLC نشاندهنده حبس هواست. افزایش TLC میتواند هیپراینفلاسیون را نشان دهد. پلتیسموگرافی بدن در انسداد شدید ممکن است حجم بیشتری از روشهای رقیقسازی گاز ثبت کند، زیرا گاز محبوس و نواحی با تهویه ضعیف را نیز بهتر محاسبه میکند.
در الگوی محدودیتی، TLC کاهش مییابد. افزودن ظرفیت انتشار مونوکسیدکربن (DLCO) به افتراق کمک میکند: کاهش حجمها همراه DLCO پایین میتواند بیماری پارانشیم ریه را مطرح کند، درحالیکه کاهش حجمها با DLCO نسبتاً حفظشده ممکن است بیشتر با علل خارجریوی مانند اختلال قفسه سینه، چاقی یا ضعف عصبی عضلانی سازگار باشد. این روابط مطلق نیستند و باید با تصویربرداری و ارزیابی بالینی تطبیق داده شوند.
دامها و محدودیتهای تفسیر
- مقادیر «طبیعی» ثابت برای همه افراد وجود ندارد؛ سن، قد، جنس و جمعیت مرجع بر مقدار پیشبینیشده اثر دارند.
- درصد مقدار پیشبینیشده بهتنهایی کافی نیست و LLN یا z-score تفسیر دقیقتری ارائه میکند.
- FVC پایین، بدون TLC پایین، محدودیت را اثبات نمیکند.
- اسپیرومتری طبیعی بیماری تنفسی را کاملاً رد نمیکند؛ آسم متناوب، بیماری عروق ریوی و اختلالات تبادل گاز ممکن است اسپیرومتری طبیعی داشته باشند.
- PEF خانگی برای روند فردی مفید است، اما جای اسپیرومتری استاندارد و ارزیابی بالینی را نمیگیرد.
- نتیجه نامعتبر یا تلاش ناکافی نباید با بیماری شدید اشتباه شود.
کاربرد پیشبیمارستانی
در محیط پیشبیمارستانی، اسپیرومتری کامل معمولاً ابزار تصمیمگیری فوری نیست و انجام مانور اجباری در بیمار دچار دیسترس شدید مناسب نخواهد بود. بااینحال، شناخت الگوهای پایه به تفسیر سابقه بیمار، گزارشهای قبلی PFT و تفاوت بیماری انسدادی با محدودیتی کمک میکند. PEF میتواند در برخی بیماران آسمیِ قادر به همکاری برای مقایسه با بهترین مقدار شخصی مفید باشد، اما نباید درمان بیمار ناپایدار را به تأخیر بیندازد.
ارزیابی شدت همچنان بر وضعیت عمومی، توانایی صحبت، کار تنفسی، خستگی، صداهای ریوی، SpO₂، کپنوگرافی در صورت دسترسی، همودینامیک و پاسخ به درمان استوار است. «عدد خوب» نباید علائم هشدار را بیاهمیت جلوه دهد و عدد پایین نیز باید در زمینه تکنیک و بهترین مقدار قبلی بیمار تفسیر شود. برای رویکرد منظم به این یافتهها، مطالعه ارزیابی بیمار تنفسی و اختلال تطابق تهویه و پرفیوژن مفید است.
مثال بالینی
بیماری با COPD و تنگی نفس مراجعه میکند. اسپیرومتری قبلی او FEV₁/FVC پایین، FEV₁ کاهشیافته و RV/TLC بالا را نشان داده است. این ترکیب با انسداد جریان هوا و حبس هوا سازگار است. بااینحال، در ارزیابی حاد نباید شدت حمله را فقط از عدد قدیمی FEV₁ نتیجه گرفت؛ تغییر سطح هوشیاری، کاهش صداهای تنفسی، خستگی، افزایش یا افت غیرمنتظره ETCO₂ و ناتوانی در صحبت میتوانند هشدار نارسایی تهویه باشند.
جمعبندی بالینی
TV، IRV، ERV و RV حجمهای اصلی ریهاند و ترکیب آنها IC، VC، FRC و TLC را میسازد. اسپیرومتری FEV₁، FVC و جریانهای بازدمی را اندازه میگیرد، اما RV و TLC را مستقیماً نمیسنجد. نسبت پایین FEV₁/FVC انسداد را مطرح میکند؛ FVC پایین با نسبت حفظشده فقط احتمال محدودیت را ایجاد میکند و برای تأیید به TLC نیاز دارد. کیفیت آزمون، مقادیر مرجع و زمینه بالینی باید همیشه پیش از برچسبگذاری بیماری بررسی شوند.
یادآوری: این محتوا آموزشی است و جایگزین گایدلاین محلی، ارزیابی مستقیم بیمار یا قضاوت حرفهای نیست.
منبع و نحوه استفاده
منبع اصلی: “The Process of Breathing”، بخش Respiratory Volumes and Capacities از کتاب Anatomy and Physiology 2e، OpenStax. مشاهده منبع اصلی. متن و تصویر با مجوز CC BY-NC-SA 4.0 در دسترساند. این نسخه یک اقتباس آموزشی فارسی است و با اطلاعات تکمیلی درباره تفسیر اسپیرومتری، LLN، الگوهای انسدادی و محدودیتی، حجمهای ریوی و کاربرد پیشبیمارستانی توسعه یافته است. برای راستیآزمایی بالینی از منابع American Thoracic Society و NCBI Bookshelf نیز استفاده شده است.

