مغز و اعصاب

اختلال سطح هوشیاری؛ ارزیابی و تشخیص افتراقی در اورژانس

رویکردی سیستماتیک به اختلال سطح هوشیاری، از ABC و قند خون تا معاینه نورولوژیک، تشخیص افتراقی، علائم هشدار و تصمیم انتقال در اورژانس.

اختلال سطح هوشیاری (Altered Level of Consciousness یا ALOC) یک تشخیص نیست، بلکه نشانه‌ای از اختلال عملکرد مغز است که می‌تواند از خواب‌آلودگی و گیجی تا عدم پاسخ کامل متغیر باشد. علت ممکن است مستقیماً نورولوژیک باشد یا از هیپوکسی، شوک، هیپوگلیسمی، مسمومیت، عفونت و اختلال متابولیک ناشی شود. در اورژانس، هدف نخست نام‌گذاری دقیق بیماری نیست؛ باید تهدیدهای فوری شناسایی، علل برگشت‌پذیر اصلاح و روند بالینی ثبت شود.

هوشیاری دقیقاً چیست؟

هوشیاری دو مؤلفه مرتبط دارد: بیداری و محتوای آگاهی. بیداری به عملکرد شبکه فعال‌کننده مشبک در ساقه مغز و ارتباط آن با نیمکره‌ها وابسته است. محتوای آگاهی شامل توجه، جهت‌یابی، حافظه، زبان و تعامل هدفمند است. بیمار ممکن است چشم باز داشته باشد اما دلیریوم، آفازی یا بی‌توجهی یک‌طرفه داشته باشد؛ بنابراین باز بودن چشم یا GCS 15 به‌تنهایی عملکرد طبیعی مغز را ثابت نمی‌کند.

اصطلاحات مبهم باید با توصیف عینی جایگزین شوند: آیا بیمار خودبه‌خود بیدار است؟ فرمان را اجرا می‌کند؟ گفتارش جهت‌یافته است؟ پاسخ به صدا یا فشار چگونه است؟ وضعیت او نسبت به خط پایه چه تغییری کرده است؟

ارزیابی اولیه و علل قابل اصلاح

رویکرد عملی با ایمنی صحنه و ABC آغاز می‌شود. انسداد راه هوایی، هیپوونتیلاسیون، هیپوکسمی و هیپوپرفیوژن می‌توانند هم علت و هم پیامد کاهش هوشیاری باشند. الگوی تنفس، SpO₂ و در صورت دسترسی EtCO₂ ارزیابی می‌شود؛ با این توجه که SpO₂ طبیعی، تهویه کافی یا انتقال اکسیژن مناسب را تضمین نمی‌کند. نبض، فشارخون، پرفیوژن، دما و ECG نیز ممکن است علت‌هایی مانند آریتمی، شوک یا مسمومیت را آشکار کنند.

قند خون باید زود اندازه‌گیری شود، زیرا هیپوگلیسمی یک علت شایع و سریعاً قابل اصلاح است. پاسخ بالینی پس از اصلاح قند دوباره ارزیابی می‌شود و اگر هوشیاری به حالت پایه بازنگردد، جست‌وجوی علت ادامه می‌یابد.

شرح حال هدفمند

زمان شروع، آخرین زمان طبیعی بودن بیمار و سیر علائم اهمیت زیادی دارد. شروع ناگهانی همراه با نقص کانونی، اختلال گفتار یا انحراف نگاه به نفع سکته است؛ سردرد رعدآسا می‌تواند خونریزی زیرعنکبوتیه باشد؛ تب، سردرد، سفتی گردن یا رفتار غیرعادی احتمال عفونت CNS را مطرح می‌کند. کاهش تدریجی ممکن است با عفونت، نارسایی اندام، داروها یا اختلال متابولیک دیده شود.

شرح حال باید تشنج و فاز پس از آن، تروما، مصرف الکل یا مواد، تغییر داروها، دسترسی به اپیوئیدها یا آرام‌بخش‌ها، دیابت، بیماری کبد و کلیه، بارداری و مواجهه محیطی را پوشش دهد. داروهای ضدانعقاد در زمینه سردرد، تروما یا نقص نورولوژیک خطر خونریزی داخل جمجمه را افزایش می‌دهند.

معاینه نورولوژیک کوتاه اما کامل

ارزیابی نورولوژیک و GCS باید به‌صورت اجزایی ثبت شود: E، V و M همراه با مردمک‌ها، حرکت چشم‌ها، گفتار، قدرت و حس دوطرفه. نمره کل ممکن است یک نقص کانونی مهم را پنهان کند و مقایسه سریالی از یک اندازه‌گیری منفرد ارزشمندتر است.

آنیزوکوری جدید، مردمک گشاد کم‌واکنش، انحراف نگاه، ضعف یک‌طرفه، آفازی، وضعیت‌دهی غیرطبیعی یا کاهش پیشرونده پاسخ‌ها از علائم هشدار هستند. نشانه‌های تروما، راش، سفتی گردن، بوی غیرعادی، علائم تزریق یا تعریق نیز مسیر افتراق را تغییر می‌دهند.

چارچوب تشخیص افتراقی

علل ساختاری مغز

سکته ایسکمیک یا هموراژیک، خونریزی زیرعنکبوتیه، هماتوم ساب‌دورال یا اپیدورال، تومور و افزایش فشار داخل جمجمه معمولاً با نقص کانونی، سردرد جدید، تشنج، تروما یا علائم هرنیاسیون همراه می‌شوند، هرچند تظاهر می‌تواند ظریف باشد.

علل متابولیک و سیستمیک

هیپوگلیسمی و هیپرگلیسمی شدید، هیپوکسی، هایپرکاپنی، اختلال سدیم، اورمی، نارسایی کبد، سپسیس و اختلال دما می‌توانند اختلال منتشر عملکرد مغز ایجاد کنند. این بیماران اغلب نقص متقارن و سیر تدریجی دارند، اما این الگو مطلق نیست.

داروها و سموم

اپیوئیدها، بنزودیازپین‌ها، الکل، داروهای ضدافسردگی، آنتی‌کولینرژیک‌ها و مونوکسید کربن می‌توانند هوشیاری را تغییر دهند. مردمک، دما، پوست، ECG و تنفس سرنخ می‌دهند اما توکسیدروم به‌تنهایی تشخیص را قطعی نمی‌کند. پاسخ به نالوکسان نیز سایر علل را رد نمی‌کند.

تشنج و عفونت

فاز پس از تشنج معمولاً رو به بهبود است. تداوم بی‌پاسخی، حرکات ظریف مداوم، انحراف چشم یا نوسان غیرقابل توضیح باید احتمال استاتوس بدون تشنج را مطرح کند. مننژیت و انسفالیت ممکن است با تب، سردرد، فوتوفوبی، تشنج، تغییر رفتار یا نقص کانونی همراه باشند؛ نبود سفتی گردن آن‌ها را رد نمی‌کند.

دلیریوم، دمانس و علل روان‌پزشکی

دلیریوم شروع حاد و سیر نوسانی دارد و با اختلال توجه مشخص می‌شود. دمانس معمولاً مزمن و پیشرونده است، اما بیمار مبتلا به دمانس می‌تواند هم‌زمان دلیریوم داشته باشد. تشخیص روان‌پزشکی یا رفتاری تنها پس از بررسی علل جسمی مناسب است؛ شروع ناگهانی، سن بالا، علائم حیاتی غیرطبیعی، نقص عصبی یا کاهش توجه باید علت ارگانیک را در اولویت قرار دهد.

درمان و تصمیم انتقال

راه هوایی و تهویه بر اساس وضعیت واقعی بیمار حمایت می‌شوند. اکسیژن با هدف مشخص تیتر می‌شود. هیپوگلیسمی، تشنج مداوم و مسمومیت اپیوئیدی مطابق دستورالعمل محلی درمان می‌شوند. از خوراندن دارو، غذا یا مایعات به بیماری که بلع او ارزیابی نشده پرهیز می‌شود.

کاهش جدید یا بدون علت روشن هوشیاری، نقص کانونی، سردرد رعدآسا، تب همراه علائم عصبی، تشنج طولانی یا تکرارشونده، تروما، مصرف ضدانعقاد، علائم حیاتی غیرطبیعی یا عدم بازگشت به خط پایه نیازمند ارزیابی فوری بیمارستانی است. پیش‌آگاهی باید زمان آخرین وضعیت طبیعی، GCS اجزایی، مردمک‌ها، قند، یافته‌های کانونی، داروها و پاسخ به درمان را شامل شود.

جمع‌بندی

اختلال سطح هوشیاری یک سندرم زمان‌حساس با افتراق گسترده است. رویکرد ایمن از ABC، اکسیژناسیون، تهویه، پرفیوژن و قند آغاز می‌شود؛ سپس زمان شروع، خط پایه، داروها و معاینه نورولوژیک سریالی بررسی می‌شوند. طبیعی بودن یک مشاهده یا پاسخ موقت به درمان نباید ارزیابی را متوقف کند.

نکته آموزشی: این محتوا جایگزین گایدلاین‌های محلی، ارزیابی کامل بیمار یا قضاوت حرفه‌ای نیست.

منبع و نحوه استفاده

این مقاله اقتباس آموزشی فارسی از Clinical Methods و راهنمای NICE است و برای محیط اورژانس و پیش‌بیمارستانی تکمیل شده است.

اشکال یا نیاز به اصلاح در این مقاله را گزارش کنید

گزارش شما پیش از انتشار بررسی می‌شود. لطفاً اطلاعات شخصی یا حساس بیمار را وارد نکنید.