این مقاله بخشی از مرجع مباحث دستگاه تنفسی 115Medic است و آناتومی لازم برای تفسیر انسداد راه هوایی، اختلال تهویه، ناهماهنگی V/Q، پنوموتوراکس و نارسایی تنفسی را مرور میکند.

دستگاه تنفسی مجموعهای پیوسته از راههای هوایی، ریهها، پرده پلور، عروق ریوی و عضلات تنفسی است که هوا را به محل تبادل گاز میرساند. شناخت دقیق آناتومی دستگاه تنفسی برای ارزیابی تنگی نفس، انسداد راه هوایی، آسم، پنومونی، پنوموتوراکس، ادم ریه و تصمیمگیری درباره اکسیژندرمانی و تهویه ضروری است. این مقاله مسیر یک دم را از بینی و دهان تا آلوئول دنبال میکند و در هر بخش، اهمیت بالینی ساختارها را توضیح میدهد.
وظایف اصلی دستگاه تنفسی
مهمترین وظیفه این دستگاه، رساندن اکسیژن به خون و دفع دیاکسیدکربن است؛ بااینحال نقش آن به تبادل گاز محدود نمیشود. تنظیم تعادل اسید و باز از طریق کنترل CO₂، گرم و مرطوب کردن هوا، حذف ذرات و میکروبها به کمک مخاط و مژکها، ایجاد صدا، بویایی و مشارکت در دفع آب و گرما نیز از عملکردهای مهم آن هستند. تنفس از سه فرایند مرتبط تشکیل میشود: تهویه ریوی یعنی حرکت هوا به داخل و خارج ریه، تنفس خارجی یعنی تبادل گاز میان آلوئول و خون، و تنفس داخلی یعنی تبادل گاز میان خون و بافتها.
تقسیمبندی آناتومیک و عملکردی
از نظر آناتومیک، دستگاه تنفسی به راه هوایی فوقانی و تحتانی تقسیم میشود. راه هوایی فوقانی شامل بینی، حفره بینی، سینوسهای پارانازال و حلق است. راه هوایی تحتانی از حنجره آغاز میشود و تراشه، برونشها، برونشیولها و بخشهای تبادل گاز را دربر میگیرد. در کاربردهای بالینی ممکن است مرز این تقسیمبندی کمی متفاوت بیان شود، اما درک مسیر هوا مهمتر از نامگذاری مرز است.
از نظر عملکردی، ناحیه هدایتی (Conducting Zone) از بینی تا برونشیول انتهایی امتداد دارد. در این قسمت تبادل گاز قابلتوجهی رخ نمیدهد و وظیفه اصلی، انتقال، پالایش، گرم و مرطوب کردن هوا است. ناحیه تنفسی (Respiratory Zone) از برونشیول تنفسی شروع میشود و مجاری آلوئولی، کیسههای آلوئولی و آلوئولها را شامل میشود؛ جایی که اکسیژن و دیاکسیدکربن از غشای تنفسی عبور میکنند.
راه هوایی فوقانی
بینی و حفره بینی
بینی مسیر ترجیحی ورود هوا در تنفس طبیعی است. موهای دهلیز بینی ذرات درشت را میگیرند و شاخکهای بینی با افزایش سطح تماس و ایجاد جریان آشفته، فرصت بیشتری برای گرم و مرطوب شدن هوا فراهم میکنند. اپیتلیوم تنفسی مژکدار و سلولهای جامی، مخاط تولید میکنند؛ سپس حرکت هماهنگ مژکها مواد به دام افتاده را به سوی حلق میراند. تنفس دهانی میتواند در انسداد بینی جریان هوا را حفظ کند، اما بخشی از پالایش، گرمایش و رطوبتسازی طبیعی را دور میزند.
حفره دهان و حلق
دهان یک مسیر کمکی و پُرجریان برای عبور هوا است. حلق یک مجرای عضلانی مشترک میان دستگاه تنفسی و گوارشی است و به سه بخش نازوفارنکس، اوروفارنکس و لارنگوفارنکس تقسیم میشود. نازوفارنکس عمدتاً مسیر هوا است؛ اوروفارنکس و لارنگوفارنکس هم هوا و هم مواد غذایی را عبور میدهند. همین اشتراک مسیر، علت اهمیت محافظت از راه هوایی در کاهش سطح هوشیاری، استفراغ و اختلال بلع است.

حنجره و دروازه راه هوایی
حنجره میان حلق و تراشه قرار دارد و هم از راه هوایی محافظت میکند و هم در تولید صدا نقش دارد. غضروف تیروئید بخش قدامی برجسته حنجره را میسازد و غضروف کریکوئید تنها حلقه غضروفی کامل پیرامون راه هوایی است. اپیگلوت یک غضروف ارتجاعی است که همراه با بالا آمدن حنجره و بسته شدن گلوت، هنگام بلع احتمال ورود غذا و مایعات به راه هوایی را کاهش میدهد؛ محافظت از راه هوایی نتیجه یک مکانیسم هماهنگ است و نباید صرفاً به بسته شدن اپیگلوت نسبت داده شود.
طنابهای صوتی حقیقی در دو سوی گلوت قرار دارند. تورم، سوختگی، جسم خارجی یا اسپاسم در این ناحیه میتواند مقاومت راه هوایی را بهسرعت افزایش دهد، بهویژه در کودکان که قطر راه هوایی کمتر است. غشای کریکوتیروئید میان غضروف تیروئید و کریکوئید، یک نشانگر سطحی مهم و محل دسترسی اورژانسی به راه هوایی در شرایط «ناتوانی در لولهگذاری و ناتوانی در اکسیژناسیون» است؛ انجام این اقدام باید مطابق سطح صلاحیت و پروتکل محلی باشد.
تراشه، کارینا و درخت برونشی
تراشه از زیر غضروف کریکوئید آغاز میشود و در کارینا به برونش اصلی راست و چپ تقسیم میگردد. حلقههای غضروفی C شکل از فروریزش تراشه جلوگیری میکنند و دیواره خلفی انعطافپذیر آن در مجاورت مری قرار دارد. تحریک کارینا رفلکس سرفه قدرتمندی ایجاد میکند. اپیتلیوم مژکدار تراشه و برونشها بخشی از «نردبان موکوسیلیاری» است که ترشحات و ذرات را به سمت حلق حرکت میدهد.
برونش اصلی راست معمولاً کوتاهتر، پهنتر و عمودیتر از برونش چپ است؛ بنابراین جسم خارجی یا لوله تراشهای که بیش از حد پیش رفته باشد بیشتر به سمت راست هدایت میشود. برونشهای اصلی به برونشهای لوبار و سپس سگمنتال تقسیم میشوند. با ادامه انشعاب، قطر مجاری کاهش مییابد، صفحات غضروفی کمتر میشوند و در برونشیولها ناپدید میگردند؛ در مقابل، نقش عضله صاف در تنظیم مقاومت جریان هوا برجستهتر میشود. انقباض عضله صاف، ادم مخاط و ترشح موکوس میتوانند در آسم و بیماریهای انسدادی، جریان بازدمی را بهطور چشمگیری محدود کنند.
ریهها، لوبها و سگمانها
ریهها دو اندام اسفنجی در دو سوی مدیاستن هستند. قله هر ریه کمی بالاتر از ترقوه امتداد مییابد و قاعده آن روی دیافراگم قرار میگیرد. ریه راست سه لوب فوقانی، میانی و تحتانی دارد که با شیارهای افقی و مایل جدا میشوند. ریه چپ به دلیل جایگاه قلب کوچکتر است و دو لوب فوقانی و تحتانی دارد؛ بریدگی قلبی و لینگولا از ویژگیهای آن هستند.
هر لوب به سگمانهای برونکوپولمونری تقسیم میشود. هر سگمان از یک برونش سگمنتال و شاخه شریان ریوی خود هوا و خون دریافت میکند. این سازمانیافتگی توضیح میدهد که چرا پنومونی یا آتلکتازی ممکن است در یک لوب یا سگمان مشخص دیده شود و چرا وضعیت بیمار میتواند بر توزیع ترشحات و آسپیراسیون اثر بگذارد. ناف ریه یا هیلوم محل عبور برونشها، شریانها و وریدهای ریوی، عروق لنفاوی و اعصاب است.
پلور و فضای پلور
پلور احشایی مستقیماً سطح ریه و شیارهای آن را میپوشاند و پلور جداری سطح داخلی قفسه سینه، مدیاستن و دیافراگم را میپوشاند. فضای پلور در حالت طبیعی یک فضای بالقوه با مقدار کمی مایع لغزنده است. این مایع اصطکاک را کاهش میدهد و نیروهای کششی میان ریه و دیواره قفسه سینه را منتقل میکند تا ریه همراه با گسترش قفسه سینه باز شود.
ورود هوا به این فضا موجب پنوموتوراکس و از بین رفتن اتصال مکانیکی طبیعی ریه به دیواره قفسه سینه میشود. تجمع خون یا مایع نیز میتواند ریه را فشرده کند. پلور جداری به درد حساس است، درحالیکه بافت ریه و پلور احشایی حساسیت درد مشابهی ندارند؛ بنابراین درد پلورتیک تیز که با دم تشدید میشود معمولاً از تحریک پلور جداری ناشی میشود.
آلوئول و غشای آلوئولی مویرگی
برونشیولهای تنفسی به مجاری آلوئولی و سپس خوشههای آلوئولی میرسند. آلوئولها کیسههای هوایی بسیار نازکی هستند که شبکهای متراکم از مویرگها آنها را احاطه کرده است. پنوموسیتهای نوع I بیشتر سطح آلوئول را میپوشانند و مسیر نازکی برای انتشار گاز فراهم میکنند. پنوموسیتهای نوع II سورفکتانت تولید میکنند؛ مادهای که کشش سطحی را کاهش میدهد، باز شدن آلوئول را آسانتر میکند و احتمال کلاپس در بازدم را کم میکند. ماکروفاژهای آلوئولی نیز ذرات و عوامل بیماریزایی را که به بخشهای انتهایی رسیدهاند حذف میکنند.
غشای تنفسی از اپیتلیوم آلوئولی، غشاهای پایه بسیار نازک و اندوتلیوم مویرگی تشکیل شده است. اکسیژن بر اساس اختلاف فشار جزئی از آلوئول به خون و CO₂ در جهت عکس منتشر میشود. ضخیم شدن این سد در ادم یا فیبروز، پُر شدن آلوئولها در پنومونی، یا کاهش سطح تبادل در آمفیزم میتواند اکسیژناسیون را مختل کند. تهویه مناسب بهتنهایی کافی نیست؛ هوا باید به آلوئول برسد و در همان ناحیه جریان خون مویرگی نیز وجود داشته باشد.
عضلات تنفسی و ارتباط با قفسه سینه
دیافراگم مهمترین عضله دم آرام است. با انقباض، پایین میآید و حجم قفسه سینه را افزایش میدهد. عضلات بیندندهای خارجی نیز به گسترش قفسه سینه کمک میکنند. در دیسترس تنفسی، عضلات کمکی مانند اسکالنها و استرنوکلیدوماستوئید فعال میشوند؛ فرورفتگیهای بیندندهای، تنفس پارادوکسیک یا خستگی عضلات نشانههای مهم افزایش کار تنفس هستند. بازدم آرام عمدتاً غیرفعال و حاصل بازگشت ارتجاعی ریه و قفسه سینه است، اما در بازدم اجباری عضلات شکم و بیندندهای داخلی مشارکت میکنند.
جمعبندی بالینی مسیر هوا
هوا از بینی یا دهان وارد حلق میشود، از حنجره و گلوت عبور میکند، به تراشه و سپس برونشها و برونشیولها میرسد و سرانجام وارد آلوئول میشود. مشکل در هر سطح الگوی متفاوتی ایجاد میکند: انسداد فوقانی میتواند با استریدور همراه باشد؛ تنگی راههای هوایی کوچک بیشتر ویز و بازدم طولانی ایجاد میکند؛ بیماری فضای آلوئولی کراکل و هیپوکسمی میدهد؛ و اختلال پلور میتواند با درد پلورتیک و کاهش صداهای تنفسی همراه شود. بااینحال هیچ صدای منفردی تشخیص قطعی نمیدهد و یافتهها باید با شرح حال، معاینه، علائم حیاتی و بررسیهای تکمیلی تفسیر شوند.
نکات کلیدی
- ناحیه هدایتی هوا را منتقل، گرم، مرطوب و پالایش میکند؛ تبادل اصلی گاز در ناحیه تنفسی رخ میدهد.
- برونش راست مسیر شایعتر آسپیراسیون و لولهگذاری اندوبرونشیال ناخواسته است.
- برونشیولها غضروف ندارند و قطر آنها بهشدت تحت تأثیر عضله صاف، ادم و ترشحات قرار میگیرد.
- پلور، آلوئول و غشای آلوئولی مویرگی هرکدام نقش متفاوتی در تهویه و اکسیژناسیون دارند.
- شناخت محل آناتومیک اختلال، تفسیر استریدور، ویز، کراکل، کاهش صداهای تنفسی و هیپوکسمی را هدفمندتر میکند.
این مطلب صرفاً برای آموزش است و جایگزین ارزیابی بیمار، راهنماهای بالینی محلی یا قضاوت حرفهای نیست.
منبع و نحوه استفاده
این مقاله یک اقتباس آموزشی توسعهیافته از یادداشتهای شخصی «Paramedic Science — Respiratory: Anatomy» است که با منابع مرجع تکمیل و بهروزرسانی شده است. منابع اصلی برای راستیآزمایی عبارتاند از Organs and Structures of the Respiratory System و The Lungs از OpenStax Anatomy & Physiology 2e با مجوز CC BY 4.0، و مرور Anatomy, Thorax, Lungs از NCBI Bookshelf. ساختار آموزشی یادداشت اصلی حفظ شده و توضیحات بالینی، تفکیک دقیق نواحی هدایتی و تنفسی، مکانیسم حفاظت حنجره و کاربردهای پیشبیمارستانی افزوده شدهاند.

